تبليغاتX
مخلفات
مینی مال ،داستان و آرشیو مطالب نشریات
مدتهاست به علت مشغله های فراوان در حوزه روزنامه نگاری وبلاگم را به روز نکرده ام و حالا برای آنکه ثابت کنم علت این همه عقب ماندگی تنبلی نیست تصمیم گرفته ام بخشی مصاحبه هایم را در فرصت های مقتضی در وبلاگ بگذارم.

این کار را با مصاحبه محمدرضا گلزار شروع می کنم که با خانم آیدا مصباحی انجام دادیم و در مجله ایراندخت شماره سی شنبه یازده مهر چاپ شد.لید آن مصاحبه را هم آورده ام که البته در ایراندخت به صورت کامل چاپ نشده بود و اینجا کامل آن آمده است.

گفت‌وگو با محمد رضا گلزار

نمی دانم چرا باید این سوال را  بپرسم  که آیا حاضر است چهره اش را به خاطر بازی در نقشی که به او پیشنهاد می شود بشکند یا نه. احتمالا ما هم درگیر مسایلی هستیم که بعضی وقتها مد می شود و البته عامه مردم از آن نه اطلاعی دارند و نه به آن علاقمندند. سینما درهمه جای دنیا در شکل معمولش خلق زیبایی و لحظات زیبا برای کسانی است که لازم است بلیط بخرند و چرخه ی سینما را بچرخانند و در سینمای نگران کننده ی ما محمدرضا گلزار بهترین آنهاست. آیا این به خاطر چهره ی اوست؟ حتما چهره بخش مهم قضیه است اما حتما هم فقط چهره نیست. شرایطی پیش می آید که مردم یک نفر را به عنوان یک ستاره می پذیرند و حالا او را پذیرفته اند و با این چهره هم پذیرفته اند آن وقت دیگر چه دلیلی دارد من از او بپرسم : آیا حاضری چهره ات را بشکنی؟ او البته همان جوابی را داد که همه می دهند. مثل من که همان را پرسیدم که همه می پرسند در حالی که درممالک صاحب سینما هم اکثر چهره های جذاب و مورد توجه مردم، علاقه و حساسیت مردم را هم مد نظر دارند اما ما نه. شرایطی پیش می آید که مردم هنرپیشه ای را به عنوان چهره محبوبشان بپذیرند و گلزار این شانس یا هوشیاری را داشته که آن چهره باشد. فرصتهایی پیش آمده که در فیلمهایی بازی کند که به اصلاح هنری ترند اما آن اتفاقها نیافتاد و هوشیارترها دیدند که تصمیم گیریش بد نبود و او حالا در مصاحبه اش می گوید که حتما صلاحش در این بود  چون خودش کوتاهی نکرده است. بازیش در بوتیک نشان داد که بازیگر هم هست و در فیلمهای دیگر هم اگر بتوانیم از سد چهره اش بگذریم با کاراکتری مواجه می شویم که مجموع آنها همین است که می بینیم. کسی که گیشه را تضمین می کند، در کار و هنگام ساخت حرفه ای ، پرتلاش و فداکار است و البته می تواند الگوی خوبی برای جوانان باشد اگر حاشیه ها صحت نداشته باشند. جوان تحصیل کرده ، ورزشکار و پرکار و تلاشی که هیچ وقت از حرکت نمی ایستد و اهل دود ودم  و آفت های متاسفانه معمول و متداول دنیای جوانان و مجامع روشنفکری نیست و البته دورو برش حاشیه ساخته می شود و نتیجه این حواشی ده دوازده ساله باعث می شود نسبت به خیلی ها سوء ظن داشته باشد و باقی قضایا که همه می دانند.

 اگر خانم آیدا مصباحی نبود گفتگوی ما اصلا سر نمی گرفت و وقتی محرز شد که که ما آمده ایم نه برای تخریب که آمده ایم بپرسیم و بشنویم ، صحبت ها گل کرد و او گفت که از همان نوجوانی دوست داشت متفاوت و مشخص باشد. وقتی یاز هم صحبت حواشی و ندیدن توانایی هایش در بازی می شود می گوید آنها حتی نمی خواهند اولین بازیم در سام و نرگس را با آخرین آنها در دو خواهر مقایسه کنند و صحبت می کشد به یکی از سکانس های آخرین فیلم که او در پلانی نزدیک به چهار دقیقه ای حدود یازده بار از افشین به امیر و برعکس تغییر حالت می دهد.

گفته بود که همان نوجوانی می خواست متفاوت و مشخص باشد. نوجوان خوش چهره ای که یازده سال شاگرد اول مدرسه و منطقه می شود و در همان حال هم زبان انگلیسیش را کامل می کند و هم ورزشکار نسبتا موفقی است ، حتما هم متفاوت و مشخص می شود. آن موقع در مدرسه، بعد در گروهی که خودش یکی از پایه گذارانش بود و بعدتر در سینما که شد یکی از فوق ستاره های موفقش اقلا در بعد از انقلاب و اقلا در گیشه. مگر عیبی دارد؟ او مخاطبان خودش را دارد حتی اگر ما مخاطبانش نباشیم و تمایل داشته باشیم فیلم هایی را ببینیم که آن مخاطبان انبوه سر تماشایشان خوابشان می برد.

البته بگذریم از اینکه به هر حال آقای گلزار کمی مغرور است.

 

بگذاريد مصاحبه را با يك نكته شروع كنم. آدم هر وقت اسم كسي را مي‌شنود معمولا نكات جالبي از آنچه در مورد آن شخصيت به ياد دارد به ذهنش مي‌آيد. من هميشه در مورد شما ياد اين نكته مي‌افتم كه در تنها مصاحبه تلويزيوني‌تان گفتيد و خيلي تاثيركذار بود. آنجا اشاره كرديد اگر خداوند به بنده‌اش نعمتي را مي‌دهد مسئوليت آن آدم بيشتر از ديگراني است كه آن نعمت را ندارند...

آنچه در آن برنامه گفتم يك جمله زيبا از يكي از بزرگان ديني بود.

شما از موضع كسي كه اين موهبت را دارد حرف زديد و بنابراين انگار داريد از موضع بالا به اين قضيه نگاه مي‌كنيد...

يعني شما فكر مي‌كنيد كه من از موضع بالا با اين قضيه برخورد مي‌كنم؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 10:18  توسط آرش نصیری  |