چند وقت پیش در پرونده ای که برای همایون شجریان و گروه دستان در مجله ی شهروند امروز کار کرده بودیم مصاحبه ی مفصلی داشتم با خانم مژگان شجریان که بعدا از لینک های مختلفی که به آن دادند و بازدید کنندگان فراوان آن فهمیدم چقدر طرفدار دارد.
مصاحبه ی بدی نیست ُ هر جند ممکن است از طولانی بودن آن خسته شوید. اما بخوانید : "مگر خانم شجریان چقدر مصاحبه می کند" چند سال یک بار .این بار هم البته با پیگیری های فراوان من راضی به مصاحبه شد . احتمالا تا جند سال آینده هم خبرنگاری با سماجت من پیدا نمی شود .
آرش نصیری :به هر حال هنرمندی كه به عنوان نوازنده، سمت راست خواننده بزرگی چون استاد شجریان مینشیند بسیار مطرحتر میشود حتی اگر از اولین باری كه اسمش در آلبومی از پدر حك شده بود سالها گذشته باشد. مژگان شجریان آن زمان دانشجوی نقاشی بود و ضمن آنكه چندین سال قبلتر با تعلیم آواز و سه تار نزد استادان بزرگ، اتصالش با موسیقی را آغاز كرده بود به عنوان طراح آلبومهای استاد مطرح شد و بعد رفت كه گرافیك بخواند و تا مقطع فوقلیسانس پیش رفت و قبل ازآن، ازدواجش با كسی كه یك شركت تبلیغاتی را اداره میكرد مسیر زندگیش را كشاند به حاشیه موسیقی. حالا آن طراح حاشیه موسیقی آمده است به متن آن، در گروهی كه خوانندهاش استاد شجریان است و رهبر گروهش یك نوازنده مطرح تار و سهتار و او در سمت راست استاد سه تار میزند به هر حال صحنه جذابیتهای خودش را دارد و حالا مژگان خانم شجریان درست در وقتی كه همایون رفته است كار مستقلاش را آغاز كند آمده است بههمراهی استاد هرچند میگوید این مساله اتفاقی است. یاد ایامی كه مژگان شجریان با «یاد ایام» طراحی آلبومهای استاد را آغاز كرده بود بهخیر.
در خانوادههای هنری، كسانی كه به سمت هنرهای دیگر مثل طراحی و گرافیك میروند كه به نسبت كمحاشیهتر از موسیقی است و به نظر میرسد به نظر میرسد كه راهشان را انتخاب كردهاند اما شما به هر حال به سمت كنسرت دادن در موسیقی كشیده شدید...
حقیقتش این است كه یكی از رشتههایی كه من در آن كار كردم رشته موسیقی است. من هم لیسانس نقاشی هستم و هم لیسانس موسیقی و بعد از آن فوقلیسانس گرافیك را گرفتم اما حكایت موسیقی جداست. ما در خانوادهای هستیم كه موسیقی ركن اساسی زندگی ماست. از بچگی موسیقی را هم شنیدهایم و هم كار كردیم و من در دانشگاه هم این رشته را ادامه دادم ولی متاسفانه بعد از آرش نصیری :ازدواج نتوانستم آن را پیگیرانه دنبال بكنم. در كنار همسرم یك شركت تبلیغاتی داشتیم و من این كار را بیشتر ادامه دادم و بیشتر روی آن پافشاری كردم. كار من هم بیشتر طراحیهایی بود كه روی موسیقی انجام میشد و تزهایی هم كه در دانشگاه داشتم بیشتر در رابطه با موسیقی، رنگ و كلا طراحیای كه میتوان روی آثار موسیقایی انجام داد. من این كار را هم در نقاشی انجام دادم و هم در گرافیك و شاید بشود گفت كار اصلی و تخصصی من همین است و به همین علت بیشتر در این زمینه كار كردم.
فكر میكنم این كار را از اول با كارهای پدر شروع كردید. درست است؟
بله و بعد هم در حقیقت خارج از كار پدر روی موسیقی كار گرافیكی دیگری انجام ندادم. البته آن زمان كه شركت تبلیغاتی داشتیم كارهای دیگری را هم در كنارش انجام میدادیم و عمده تمركزم روی كار موسیقی بود.