این مینی مال چند سال قبل در روزنامه ی همشهری چاپ شده بود و صد البته در کتاب من ( برای کلانتر صندلی بگذارید )هم آمده است .
یک نفر از روی آن یک فیلم کوتاه ساخته بود که البته من نه فیلم را دیده ام و نه سازنده اش را.قرار است همدیگر را ببینیم . می بینیم . تا صد سالگی مان وقت داریم گوش شیطان کر.
تونل
هفتهها بود كه كوه را میكندیم. صخرههای عظیم را از روبهرویمان برمیداشتیم و از سنگها میگذشتیم تا به آن سوی كوه برسیم. آن طرف كوه سرزمین آرزوهایمان بود و برای رسیدن به آن باید دل سخت و سیاه سنگها را میشكافتیم. درست در روزی كه گفته میشد نصف تونل كنده شده است، تیغه كلنگ یكی از ما به تیغه كلنگی از سمت روبهرو برخورد كرد و بعد كوه شكافته شد و عدهای خسته و خاك آلود مثل ما پیدا شدند.
برای هم راه باز كردیم و از هم گذشتیم. هر یك راهی سرزمین آرزوهایمان بودیم.