تبليغاتX
مخلفات
مینی مال ،داستان و آرشیو مطالب نشریات
 

این مطلب را فقط برای این می گذارم تا حال داریوش مفتخر حسینی را بگیرم که در کامنتی مرا تحقیر کرد (یک چیزی نوشته بود که انگار من سال تا سال به وبلاگم سر نمی زنم !)

این مصاحبه ماست با  گلپا که چندی قبل در هفته نامه ی شهروند امروز چاپ شده بود.

این را می نویسم تا نگویند فلانی به وبلاگش سر نمی زند!

بیش از همه قصد دارم داریوش را نابود کنم.

 

گفت‌و‌گو با استاد گلپايگاني- درباره پرويز ياحقي

گفت‌و‌گو با استاد گلپايگاني- درباره پرويز ياحقي

نمي‌گفتم پرويز ياحقي، مي‌گفتم پرويز ويولن

 

 استاد حق دارد در هر مصاحبه‌اي با هر بهانه‌اي يك بار عنوان كند كه:«من هفده سال فقط آواز مي‌خواندم». اينكه در دوران آزادي موسيقي و در انبوه صداها و ترانه‌ها، يك خواننده جوان فقط با اتكا به آواز چهره روز موسيقي اصيل ايراني شود حتما آنقدر افتخار دارد كه حالا گلپا حتي وقتي  با ايشان به بهانه صحبت درباره پرويز ياحقي گفت‌وگو مي‌كنيم هم يك بار ديگر يادآوري مي‌كند كه:«من با مست مستم ساقيا دستم بگير، شده بودم چهره روز. درآمدم هم از همه بيشتر بود.»

  مي‌گويد هيچ آهنگي از ياحقي نخوانده‌ام اما از روزهايي مي‌گويد كه با ياحقي، فرهنگ شريف و امير ناصر افتتاح، كنسرت يك روزه‌شان در شيراز مي‌شود يك هفته و بعد مي‌شوند ستاره‌هاي شب‌هاي تهران آن زمان. استاد گلپايگاني از معدود كساني است كه آنقدر متكي به نفس است كه در مورد هر كسي از قدما همانطوري‌كه بايد صحبت كند، صحبت مي‌كند. حتي در مورد كساني كه براي ما اسطوره‌اند. وقتي قرار است از پرويز ياحقي صحبت كند، مي‌گويد:«ساعت دو بعد از نصفه شب وقتي پرويز فارغ از هر چيز سازش را به دستش مي‌گرفت و آرشه را مي‌كشيد اگر دوستي مي‌خواست كلمه‌اي بگويد، مي‌گفتم:«هيس، اين صداي خداست»

مي‌خواهم برگردم خيلي عقب‌تر. جايي كه براي اولين بار با پرويز ياحقي آشنا شديد. كي با مرحوم ياحقي آشنا شديد؟

يك آقايي بود به نام حسين صبا كه سنتور مي‌زد. برادرش رئيس هنرستان صنعتي بود كه در گوشه توپخانه، خيابان بهشت بود. خودش خيلي اهل نواختن نبود ولي خيلي موسيقي را دوست مي‌داشت.

با ابوالحسن‌خان صبا كه نسبتي نداشت؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 14:11  توسط آرش نصیری  |