برای قسمت دوم یک لید مفصل نوشته ام که چون می توانست یک یادداشت مستقل در ارتباط با ارکستر موسیقی ملی باشد کپی پیست کردم در اینجا
نرفته بوديم كه همان جريان گذشته را ادامه دهيم . مي خواستيم مصاحبه ما حاوي همه نكاتي باشد كه قبلا خودمان يا دوستان ديگرمان در جرايد مختلف به آنها پرداخته بودند و به فراخور اين كه آن مطالب تعريف بود يا انتقاد، آقاي فخرالديني به آن واكنش نشان داده بود . پرداختن به همه آن مسايل نه ممكن بود و نه مفيد .بنابر اين مصاحبه ما همين شد كه ديروز قسمت اول آن را ديديد و امروز بخش پاياني اش را. بخشي از صحبت هاي آقاي فخرالديني را هم كه در آن از گرفتاريها و فشردگي هاي كار در اركستر و مجموعه مشغله هايشان مي گويند ،گذاشتيم به عنوان ليد بخش اول . همه آنچه را كه در مصاحبه گفته شد، نوشتيم و بخش كوچكي را هم كه گفتند بهتر است در مصاحبه نيايد، حذف كرديم تا شايبه اي نباشد براي آنكه قصد ما ناديده گرفتن زحمت هايي است كه كشيده شده. اينها براي دفاع از استاد نيست بلكه براي دفاع از موجوديت اركستر ملي است . فقط كافي است دقت كنيم كه اركستر ملي از سال 58 تا 77 اصلا وجود نداشت . احتمالا اگر دكتر مهاجراني و دوستانش نبودند تا حالا هم كسي يادش نمي آمد اركستر ملي مي تواند وجود داشته باشد . جهت اطلاع كه نه ، براي ياذآوري بايد گفت اگر همين فردا اركستر ملي تعطيل شود، هيچكس نه پاسخگوست و نه خود را ملزم ومسوول مي داند كه چنين اركستري بايد باشد. فراموش نكنيد كه وزارت ارشاد مسايل مهم تري دارد . بنابر اين در چنين شرايطي نبايد به اركستر ملي ضربه اي زده شود ، به هر دليلي . حتي اگر همه آن چيزهايي كه در مورد جناب فخرالديني مي گوييم درست باشد و مثلا ايشان انتقاد ها را برنتابد يا نخواهد هيچ آدم بزرگي وارد اركستر شود و يا هر چيز ديگري كه بسياري از آن را در همين مصاحبه پرسيديم . با وجود آن كه مي ديديم خسته است و با توجه به آنكه شنيده بوديم زود ناراحت مي شود . البته ما وقتي صحبت مي كرديم يك موزيسين خسته ديديم كه با عشق و حرارت كار مي كند و بسيار ي از نواقص را قبول دارد و در كنار آن يك سوال اساسي مي پرسد :
" همه اين كارها را كه من نبايد انجام دهم "
اين اساسي ترين سوالي است كه هم اكنون بايد پرسيد و جوابش را بايد كساني بدهند كه در پشت نام بزرگ فرهاد فخرالديني و علاقه مردم به اين سبك از موسيقي و يگانه بودن اركستر موسيقي ملي در يك مملكت هفتاد ميليوني پنهان شده اند . شايد به جرات بتوان گفت هيچ كدام از همه كساني كه از آقاي فخرالديني انتقاد كرده اند ، در صلاحيت ايشان در احراض اين سمت ترديد ندارند .آنجه هست در شيوه هاي اجراست كه بر مي گردد به اينكه اركستر ملي بايد سازماني اجرايي فراتر از اين كه هست داشته باشد و اين اركستر ملي برايند همه اتفاقاتي باشد كه در زير مجموعه سازمان اركستر ملي اتفاق مي افتد . آقاي فخرالديني بايد به فراخور كسوت و يك عمر فعاليتش در اين زمينه در سياست گذاري هاي كلان اين سازمان نقش داشته باشد. اركستر ملي بايد قضيه ورود بيشتر سازهاي ملي و اقوام مختلف ايراني به اركستر ملي را جدي بگيرد و موانع موجود از جمله استاندارد سازي سازها را در اقداماتي كوتاه و دراز مدت به صورت جدي پي گيري نمايد .
اركستر ملي بايد ………
البته آقاي فخرالديني هم بايد بخواهند و اقداماتي انجام دهند، حتي اگر خودشان گفته باشند كه دست تنها هستند و واقعيت هم بخشي از آن را نشان دهد .
مسايل ديگري هم هست كه بماند براي بعد .