مي ترسم
فكر مي كنم اين غزل مربوط به سال ۷۵ است . غزلي كه دوستان نزديكم اسم آن را "چنگيز " گذاشته بودند . هر جا جلسه شعري بود مي گفتند آن غزل چنگيز را بخوان . احتمالا به اين خاطر كه با وجود آنكه چنگيز مي توانست قافيه خوبي براي آن باشد جزو قافيه هاي آن نيست .
اصلش اين است:
من از تكرار هذيان در تب پاييز مي ترسم
از اين اسطوره هاي از تهي لبريز مي ترسم
درونم آنچنان از چهره ي تاريخ چركين است
كه از هر يادگار خاطره انگيز مي ترسم
برايم آنقدر از عقده هاي محتسب گفتند
كه از گيلاس هاي ارغواني نيز مي ترسم
حقيقت واژه ي تلخي است در قاموس ناپاكان
زتكرار حقيقت هاي حلق آويز مي ترسم
كلاغاني كه ديگر از مترسكها نمي ترسند
به تاراج حقيقت آمدند ، برخيز مي ترسم
اين غزل در بيت آخر روي "آمدند" يك اشكال وزني كوچك دارد . هيچ وقت نشد و شايد هم نخواستم درستش كنم .
بعدا كه فؤاد حجازي روي اين شعر آهنگ ساخت و قرار شد عليرضا عصار بخواندش ، بنابر دلايلي با كمك استاد علي معلم دامغاني به شكل زير در آمد و اجرا شد :( شكل تغيير يافته اش را از حفظ بلد نبودم . از وبلاگي به نام" ايران سرزمين زرتشت " برداشتم كه از نويسنده اش تشكر مي كنم )
من از رگبار هذيان در تب پاييز مي ترسم
از اين اسطوره هاي از تهي لبريز مي ترسم
به شب تنديسهايي ديدم از تاريخ شرم آگين
به صبح از خوابگرد روح وهم انگيز مي ترسم
برايم آن قدر از گزمه هاي شهر شب گفتند
كز اين همسايگان, از سايه خود نيز مي ترسم
حقيقت واژه تلخيست در قاموس ناپاكان
من از نقش حقيقت هاي حلق آويز مي ترسم
نمي ترسند از ما و من, اين تاراجگر مردم
به تاراج آمدند اين ناكسان, برخيز مي ترسم
به نظرم دومي صادقانه نيست .
من اولي را بيشتر دوست دارم .
امروز بیست و چهارم اردی بهشت روز تولد پرویز مشکاتیان بزرگ است .
همین الان زنگ زدم و تبریک گفتم .
مصاحبه مفصلی با ایشان انجام داده ام در خصوص تاریخچه گروههای موسیقی عارف و شیدا که مجله "شهروند " چاپ شد .این گفتگو در قالب پرونده ای بود که مجید رئوفی برای بررسی گروه های موسیقی در ایران کار کرد .
وقتی مصاحبه را انجام می دادم حواسم به روز تولدشان نبود اما به هر حال مصاحبه در ایام تولدشان چاپ شد که خوشحال شدم . این طوری بهتر بود .
امکان دسترسی اینترنتی به آن مصاحبه نیست . تایپش هم که نمی توانم بکنم . می ماند اینکه اگر خواستید مصاحبه را ببینید بروید مجله را تهیه کنید .
یک نکته جالب در مورد آقای مشکاتیان :
ایشان تازه ۵۲ ساله شده اند . بسیاری از شاهکارهایشان را حدود بیست و پنج سال قبل خلق کرده اند .
۵۲ سالگی تازه شروع میانسالی است .